اقبال يغمايى ( گردآورنده )
44
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
و جاى ديگر همين كتاب چنين آورده : « . . . بويژه در ماه محرم قمرى سيد جمال به فعاليت خاص خود دست زده نفوذ بىاندازهاى در ميان كلاهنمديها و پيشهوران و طبقهء پايين و متوسط پيدا كرده بود . با زبان عوامفهم سخن مىراند و متناسبا مورد علاقهء آنان قرار گرفته بود ، و با اين روش براى آنها از يك نوع خودپرستى آشكار و خلاف آدميت حكايت مىنمود كه چگونه شبى كه شاه در گردش شكار بوده برف سنگينى با باد شديدى باريد كه سراپردهء همايونى را تهديد به سقوط مىكرده و براى جلوگيرى چند تن سرباز بيرون فرستاده شدند كه طناب چادر را در دست بگيرند و بامداد جسد منجمد و يخزده آنها را يافتند . . . » تأثير سخنان سيد آزاده در ذهن و دل مردمان سيد جمال در علوم شرعى قريب به اجتهاد بود و از بسيارى از علماى طراز اول زمان خود به وفور دانش برترى داشت . بر اثر كثرت مطالعه يك چشمش نابينا و چشم ديگرش ضعيف شده بود . در نوشتن به زبان فارسى و عربى استاد ، و در فن خطابت و زبانآورى كمنظير بود ، به اقتضاى وقت گاه يك مطلب را كه مورد توجهش بود به روزها و هرروزى با بيانى تازه و دلنشين تقرير و تكرار مىفرمود . مثلا آيهء كريمهء ان الله يأمر بالعدل و الاحسان را به قصد تلقين لزوم دادگرى ، برابرى ، و آزادى ، ماهها تفسير و تشريح مىكرد . در گفتار و كردار راست و درست و دلير بود . مصالح جامعه را نيكو مىشناخت ، و مستمعانش را به آنها دلالت مىكرد . سخنش در دلها مىنشست از آنكه از دلش برمىخاست . مردم به وى معتقد بودند و پيروى از گفتههايش را واجب مىشمردند . فرج الله آقاولى كه در جوانى به تحصيل طب آغاز نهاده بود و بر اين نيت بود كه مانند پدرش پزشكى نامور شود پس از اينكه در مسجد شيخ عبد الحسين مواعظ سيد جمال اصفهانى را شنيد و دانست كه در آن روزگاران آموختن فن